آگهی و اعلانات

تبليغات شما رايگان نشر مي گردد

شهر خالی جاده خالی

 Mohaqمصاحبه تلویزیونی محمد محقق  

ادامه مطلب ...  

بامیان مشق شادی وزندگی


 

بامیان وجشنواره دوم راه ابریشم

مصاحبه با آقای دای فولادی

دیگر کسی به مثل تو بابا نمی شود

http://www.babamazari

Farida Zeerak 

Muhammad Reza Ziaii

سخن ما

اخرین پیام پدر

چهارشنبه, 21 دلو 1388

  ما سرنوشت هيچ قومی را تغيير نمی دهيم،مگر كه سرنوشت شان را خودشان تغيير بدهد. و بعد در جای ديگر است،اين به عنوان يك سنت الهی است،البته در آيات ديگر و رواياتی كه براي تفسير آيات،روايت شده، می گويد براي سنت الهی هيچ تغيير و تبديلی نيست،لهذا ما اين را مكرر خدمت تان عرض كردم كه اين آيه، مصداق اكملش،تفسير صحيحش،در زندگانی مردم ما،تفسير شده است.شما مختصر در تاريخ تان وقتی كه فكر بكنيد،می بينيد كه دوران مختلف زندگانی را طی كرده ايد.و دو سال و هشت ماه هم ثابت كرديد در اينجا، (دركابل) كه وقتی مصمم بوديد،از حيثيت تان دفاع بكنيد،خدا ياری كرده، و شما توانستيد تمام زورگويان را سر جای شان بنشانيد.و بعد ازجنايات بعد از جنگهای بسيار خطرناك،آمدند معذرت خواستند که مااشتبا کردیم


 متن سخنرانی رهبر شهید:ا ن الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم.  در اين ماه رمضان،به محضي كه از شما خواسته شد كه بياييد و جلسه ای باشد،حضور پيدا كرديد،اين باعث اميد اينجانب است كه شما برای سرنوشت تان حساس هستيد،و روي اين مسأله فكر میكنيد.آيه كريمه را كه خدمت تان عرض كردم،خداوند تبارك و تعالي مي گوید ما سرنوشت هيچ قومی را تغيير نمی دهيم،مگر كه سرنوشت شان را خودشان تغيير بدهد. و بعد در جای ديگر است، اين به عنوان يك سنت الهی است، البته در آيات ديگر و رواياتی كه براي تفسير آيات، روايت شده، می گويد براي سنت الهی هيچ تغيير و تبديلی نيست، لهذا ما اين را مكرر خدمت تان عرض كردم كه اين آيه، مصداق اكملش، تفسير صحيحش،در زندگانی مردم ما،تفسير شده است. شما مختصر در تاريخ تان وقتی كه فكر بكنيد،می بينيد كه دوران مختلف زندگانی را طی كرده ايد. و دو سال و هشت ماه هم ثابت كرديد در اينجا، (دركابل) كه وقتی مصمم بوديد، از حيثيت تان دفاع بكنيد، خدا ياری كرده، و شما توانستيد تمام زورگويان را سر جای شان بنشانيد. و بعد از جنايات بعد از جنگهای بسيار خطرناك، آمدند معذرت خواستند که ما اشتبا کردیم   من معتقدم كه اين مسأله، نهفته است به تصميم شما، و اراده شما و ايستادگی شما، و حساس بودن براي اينكه در سرنوشت تان حساس بوديد. لهذا تاريخ اثبات كرده است دوران عبدالرحمان وقتی كه مردم ما در مقابل اين حكومت ظالم و جائر ايستادند، هفت سال جنگيدند و عبدالرحمان تمام توطئه هايی كه بلد بودند در اين دوره عليه مردم ما كار گرفتند. لشكر از تمام نقاط افغانستان جمع كردند. از همه اقوام به جنگ مردم ما فرستادند، شصت نفر از علمای اهل تسنن را جمع كردند، فتوا گرفتند برای اين مسأله كه اينها رافضی است و كافرند. كارساز نشد. ولي آمدند از بين مردم ما خائن تربيت كردند و وادار كردند كه به ملت خيانت كنند. اين مسأله كار ساز شد. چه رقم كارساز شد؟ كه 62% مردم ما نابود شد در يك كشوری كه عبدالرحمان پرچمدار اسلام به حساب می رود كه نورستان را كافرستان بود. عبدالرحمان مسلمان كرد ولي مردم ما را 62% را از بين برد. به عنوان غلام و كنيز از اينجا تا هند بفروش رفت و از ماليات اين كنيز و غلام فروشي در خزانه دولت كه واريز مي شد. كتاب افغانستان در پنج قرن اخير مقدار اين پول را نوشته است.     وقتي كه 62% مردم ما نابود شد، از آن تاريخ تا حالا كه بيش از صد سال می شود، ما محروم بوديم، تحقير می شديم، هزاره بودن عيب بود، شيعه بودن عيب بود، تعمد بود بر اينكه ما را نگذارند به مكتب ها، ما را نگذرند به كار كردن و تجارت ها، آنچه كه در اين جامعه امتياز بحساب مي رفت ما محروم بوديم، در زمان شاه محمود خان رسماً مكتوب می نويسد به وزارت فرهنگ كه بچه های هزاره و شيعه را در مكتب حربی پوهنتون و مكتب های ارزشدار نگيرد، اين محروميت را شما تير كرديد، شما غير از اينكه جوالی كشي بكنيد، بار پشت بكنيد، در اين مملكت ديگر ارزش نداشتيد. افغان های كوچی در هزاره جات مي آمد، چاي و پارچه و اين ها را در سر خانه می گذاشت و می گفت سال ديگر من از اين جا پولش را مي گيرم اين را ما و شما ديديم و لمس كرديم ولی وقتی كه انقلاب اسلامی شروع شد شما مردمی كه به افغان، حرف زده نمي توانستيد يك نفر عسكر از طرف حكومت در منطقه مي آمد، مرد ها پنهان مي شد، زن ها می گفت در اين آبادی كسی نيست. در انقلاب كه شروع كرديد تا وضع تان را تغيير بدهيد در ظرف سه ماه تمام مناطق هزاره جات آزاد شد. پس خدا هم ياري كرد. چهار تا خائنين كه در حزب خلق و پرچم از قبل جذب شده بود، اول منطقه ای را كه رفتند خلع سلاح كردند و سلاح آوردند، ‌«هزاره جات» بود، در صورتی كه هزاره جات سلاح نداشت، سلاح ها مال افغان ها و سرحد آزاد بود، سلاح كه در ميان مردم ما مجاز بود، موش كش و دان پر و چره ای بود، ديگر سلاح مجاز نبود، در صورتی كه وقتي خيل كوچی می آمدند يازده تيرها در گردن زن هايشان آويزان بود در سر مردم ما می آمدند، ولي هيچكس حاضر نشد در اين حكومت ماركسيستی كه افغان ها و كوچي ها را خلع سلاح بكند ولي خائنين ما پيشگام شدند رفتند هزاره جات را خلع سلاح كردند، اين كار را برای نيكنامی شان، براي خوش خدمتی شان كردند، ولی مردم ما با دست خالی، با داس، قيچي و بيل توانستند كه مناطق شان را ظرف سه ماه آزاد بكنند، اين مسلم بود كه اراده شما بود، تصميم شما بود، شما بايد اين را در خاطر داشته باشيد كه تاريخ بعد از محروميت هاي زياد، بعد از رنج های زياد، يك بار شانس برای مردم داده می شود كه سرنوشت خود را خودشان تعيين بكنند. اين شانس الان برای شما داده شده، كه شما مردمی كه در اينجا تحقير می شديد، توهين می شديد، مسخره می شديد، برای شما داستان درست كرده بود، شما آن قدر امين بوديد كه برای تمام صاحب منصب ها خدمتكار باشيد در كنار خانمش، هيچ هراس نداشت كه شما خيانت می كنيد، ولی شما اين قدر امين نبوديد در اين مملكت كه از شما يك كاتب مقرر بكند، در اينجا شما امين نبوديد، منفور بوديد، ولی برای نفرخدمتی امين بوديد، اين دوران را پشت سر گذرانديد.        انقلاب پيروز شد، خلاف انتظار همه اقوام افغانستان و خلاف انتظار نيروهای جهادی كه در خارج بود، چون ما محكوميت داشتيم، و محروم بوديم در داخل افغانستان طبيعی اش بود كه در خارج هم محكوميت داشتيم، هويت نداشتيم، به حساب اين و آن بهانه طلبی در 14 سال جهاد كه هفتاد ميليارد دالر برای افغانستان مصرف شد، باز برای ما يك دالر كسی كمك نكرد، تمام موسسه های غربی كه در افغانستان كار می كردند يك كنفرانسی در پيشاور، داير كردند و تمام تنظيم ها و صاحب نظران را هم در پيشاور جمع نمودند، تا درباره بهبود جهاد افغانستان صحبت كنند. بعد يك نفر از خارجی ها رفت پشت تريبون ايستاده شدند كه در اول انقلاب، مردم شيعه و مردم هزاره جات منطقه خود را زود آزاد كرد، و من الان در اين جمع از اين ها كسي را نمی بينم، در ليست كمك ها هم كه در افغانستان مي شود برای اينها وجود ندارد، اينها كجاست؟ (شما مي دانيد كه آن روز، غرب آنقدر، از اتحاد جماهير شوروی ترسيده بود، كه برای افغانستان هر دستی كه بالا می شد كه عليه روسها مبارزه بكند، بدون اينكه نگاه كند كه اين دست چه دستی است يك كلاش مي داد كه مبارزه كنيد، برای خود مردم افغانستان نبود ولی براي ترس از روسها بود) بعد بی شرمانه يكی از مسئوولين جهادی رفت پشت تربيون، گفت همين مسأله را من جواب می گويم، گفت اينكه به اينها دوا كمك بكنيد، احياناً مواد غذایی كمك بكنيد من موافق هستم، ولی اينها مبارزه كردند منطقه شان را آزاد كردند، ايران به اينها يك مقدار سلاح داد، الان در ميان خودشان جنگ دارند. اينها ظرفيت اين مسأله را ندارند، كه به اينها از نگاه تسليحاتی كمك شود، يعنی اشاره داد به اين خارجی كه اينها به ايران وابسته است احتياط بكنيد، اصل عمده مسأله اين گپ بود.شايد خيلی ها، مردم ما فكر بكند در اين مسأله كه شايد رهبران و مسئولين، نخواسته كمك های دنيا را بياورند به ما در هزاره جات سرازير بكند اينها مخالفت كردند، نه اين نبود، ما محكوميت داشتيم و كمك نكردند. اين محكوميت، محكوميت تاريخي بود براي ما، خوب در 14 سال جهاد، هفتاد ميليارد دالر مصرف شد، كه اكثر قاطعش در پاكستان مصرف شد. از خون اين مردم بهايش در آنجا خانه ساخته شد، براي مردم ما يك دالر هم نرسيد. از نگاه طبيعی هم كه سرزمين هایی كه در افغانستان ارزش داشت زراعت می شد مال ما بود خوب در دوران عبدالرحمان گرفته شد. براي كوچي ها يا افغان ها عبدالرحمان روی هزاره جات فرمان داده كه شما برويد بگيريد. آنها از سرديش قبول نكردند. از اين خاطر مانده بعد يك مقدار علف كه داشت كوچی راه دادند كه اين علف ها را، مال هزاره جات حق ندارند كه بچرند، بايد ديگران بچرند.         خوب اين محروميت داخلی و خارجی و طبيعت هم با آن سردی برای مردم ما از 14 سال جهاد فقط برای مردم ما رسيده بود همين بود كه كوچی از سرشان كم شده بود، كشتش را، شفتلش را، رشقه اش را، ديگه مال كوچی آمده نمي چريده، خود شان براي گاو و مال خودشان استفاده مي كرد، ولی وقتی كه روی مظلوميت، محروميت مردم ما در كابل از دير زمان آمده بود جا گرفته بود، وقتی كه دولت ماركسيسم سقوط كرد، مردم ما در اينجا مسلح شد، مناطق زيادی را در دست گرفت، اين خلاف انتظار همه بود، فكر نمی كردند كه اين مسأله با اين شكلی دربيايد. لهذا تصميم گرفتند بر اين مسأله كه بايد اينها را برداريم و سلاح شان را بگيريم و اينها ديگر اين هويت را نداشته باشند. دو سال و هشت ماه با شما جنگيدند. من برای شما اين مسأله را اطمينان می دهم در اينجا كه اگر شما مردم مصمم باشيد بر اينكه سرنوشت تان را خودتان تعيين بكنيد، و از خدا نگرديد و توجه به خدا داشته باشيد هيچ كس توان اين مسأله را ندارد كه بدون شما سرنوشت شما تعيين شود و حق شما به شما نرسد و كس سلاح شما را بگيرد(تكبيرحضار) براي اينكه اين مسأله تجربه شده، يعنی در جنگ اول، دوم، سوم، تا چهارم را هيچ جريانی در افغانستان وجود نداشت كه با ما و شما جنگ نكرده باشد، بعد سنگرهای ما و شما هم در همين غرب كابل خانه به خانه بود، ولي وقتی شما خواستيد خدا شما را ياری كرد و همه مناطق پاك شد و از قندهار، از هرات، از تخار، از بدخشان، از هلمند از همه جا آمدند مرده بردند. اين تجربه شده است.          ولي ما در اينجا برای شما می گوييم كه به زور نمی تواند كسی اين كار را بكند، اگر كسی بيايد خيانت بكند، خائن شود از مردم ما، امكان دارد تاريخ تكرار شود، هيچ بحث ندارد، شما می دانيد در افشار خيانت شد، ضربه ديديم، شما می دانيد در 23 سنبله توطئه بود، ضربه ديديم و الا يك وجب سنگر شما را و مردم ما را كسی نمی تواند به زور بگيرد. لهذا اين مسأله است كه ما طرفدار جنگ نيستيم، از اول نبوديم از اول آمديم اينها دولت تشكيل دادند، در پيشاور گفتند گپ شيعه ها و هزاره ها بعد مي زنيم. ما در اينطرف پلچرخي در رياست هفت موقعيت داشتيم. اگر ما مي خواستيم جنگ كنيم، همانجا آقاي صبغت الله مجددی را وارد شدن نمی گذاشتيم. ولی اينكه ما آمديم در اينجا استقبال هم كرديم حكومتی را كه ما را شريك هم نكرده بود و گفته بود حرفش را بعد مي زنيم. طرفدار جنگ نبوديم وارد مذاكره شديم با صبغت الله مجددی به توافق رسيديم. هنوز اعلان نشده بود كه اتحاد جنگ را عليه ما شروع كرد، روی اين مسأله است كه ما طرفدار جنگ نيستيم. ولي حقوق براي مردم خود می خواهيم هر كسی كه بيايد اين حقوق را كه حق مسلم مردم ما است كه در تصميم گيری مملكت شريك باشيم و يك چهارم برای ما سهم بدهد، عاشق قيافه هيچكس نيستيم. با آنان مذاكره می كنيم و مسايل را حل مي كنيم(تكبيرحضار) لهذا ما با طلبا(طالبان) نفر فرستاديم كه مذاكره كند، آقای ربانی پيش من نفر فرستاده بود كه طلبا(طالبان) همه را تهديد مي كند. اختلافات خود را كنار بگذاريم دفاع مشترك داشته باشيم ما گفتيم حرف نداريم. حالا هم برای شما مي گويم كه شما دو چيز را اينجا مد نظر بگيريد. يكی توجه به خدا داشته باشيد، كه خدا از همه قوی است. هيچكس در مقابل قدرت او قدرت نيست. اين يك مسأله است. يك مسأله هم در اينست كه پير، جوان، مرد، زن، كوچك، بزرگ متوجه باشيد كه در بين شما كسی خيانت نكند. اگر خائنی می آيد٬ تبليغ می كند٬ خلاف منافع شما ايجاد وحشت مي كند، ايجاد تشويش مي كند، بايد دستگير بكنيد و بياوريد كه جزا بدهيم. اين مسأله است كه اگر در اين دو تا مسأله توجه نكنيد يكبار ديگر تاريخ تكرار مي شود و باز اگر از اين شانس گذشت، محروم شديد، صد سال ديگر وقت ضرورت دارد كه شما در اين موقعيت، بياييد. متوجه اين مسأله باشيد. روی اين مسأله است كه ما الان خط دفاعی كامل تشكيل داديم، هزار نفر، بيشتر از هزار از جنبش كه در آن طرف بود، اين نيرو را منتقل كرديم ديشب در اينجا، چون آقای حكمتيار خبر دادند كه ما نيروهای خود را می كشيم. اين قدر كه ديگران نظاره كرده يك مقدار ما هم نظاره می كنيم، ببينيم چه قدر می توانند دفاع بكنند از خود شان. بلافاصله نيروهای جنبش را آورديم اينجا جا داديم خط اول گذرگاه تا آنطرف هتل «زلمي» خط دفاعی تشكيل داده شده، اين طرف هم قلعه قاضی همينطور طرف كوه قوريغ خط دفاعی كاملاً تشكيل شده.          هيچ تشويش نداشته باشيد، مطمئن باشيد اگر آمدند مذاكره كرد طلبا(طالبان) مذاكره را قبول كرد، حق داد برای مردم ما ما جنگ نداريم. وقتی هم كه حق مردم ما در اين مملكت تامين شود به سرنوشت خود شريك باشيم هيچ سلاح كار نداريم. ولی اگر كسی بيايد به ما حق ندهد و سرنوشت ما معلوم نباشد. اين سلاح را به عنوان ناموس شيعه و هزاره است و كسی اين سلاح را زمين نمی گذارد و به كسی هم تحويل نمی دهد. (تكبيرحضار) با شورای نظار هم جلسه داريم. ارتباط دارد كه آتش بس شود، چند بار مكرر گفته، چون خود از آنها هم با طلبا در چهار آسياب درگير شدند، بين شان نفر كشته شده، و طلبا طلب داردند كه مناطق حزب را به ما تسليم بكنند بعداً با دولت گپ مي زنيم، و اينها مقاومت كرده، دو بار تا به حال هيأت فرستاده، هيأت هايشان نتيجه نداده. روی اين مسأله در اين طرف هم تماس دارد. در ظاهر می گويد هيچ جنگ نداريم با شما، شما رعايت بكنيد، شما می دانيد كه اينها توطئه زياد كردند، دسيسه زياد كرده. از اين جهت بايد مواظب بود.  اما امروز چرا آمديم شما را در وقت روزه مزاحم شدم و خواستم با شما صحبت بكنم، برای اينكه شايعه پخش شده بود كه آقای حكمتيار نيروهای خود را كشيده، تبليغات می كنند در بازار، در آنطرف، ايادی خود را در اينجا فرستاده كه ما هم از بين شما فرار كرديم و در بين شما نيستيم از اين جهت برای شما تشويش پيش آمده بود، خواستم كه با شما صحبت بكنم و اين تشويش را رفع بكنم. برای شما من اينجا می گويم كه، من هيچ منافعی غير از منافع شما ندارم. اگر من می خواستم روی منافع شخصی خود فكر می كردم، در اين دو سال و هشت ما هم در كنار شما نمی نشستم.(تكبير حضار) و اين را هم براي شما اطمينان می دهم كه كمك و ياری از خداست. به اميد شما و رحمت الهی. از خدا هيچ وقت نخواستيم كه من بدون شما در جایی بروم، شما را در معركه بگذارم و خودم جان خود را نجات بدهم، نه اين را از خدا نخواستيم.(تكبير حضار) خواستيم كه در كنار شما خونم اينجا بريزد؛ در بين شما كشته شوم؛(تكبير حضار) و در خارج از كنار شما هيچ زندگی برايم ارزشی ندارد.و اين ها كه در آن طرف (تايمنی) تبليغ می كنند، خيال خود شان كردند كه فرار كردند و رفتند در آنجا گفتند كه خانه اين دولت آباد كه ما را در اينجا پناه داد اگر نه كجا می شديم(خنده حضار) آنها برای خود شان است. و شما مطمئن باشيد ما اينجا هستيم در كنار شما و از خدا خواستيم كه در زندگی خود حقوق شما را هم از همه بگيرم. آن روزی كه حقوق را گرفتم، آن روز از خدا مي خواهم كه برای ما توفيق بدهد، توفيق شهادت را كه در بين شما شهيد بشوم(تكبير حضار) لهذا ماه رمضان است، وقت هم ناوقت شده و از اينكه شما را مزاحم شدم، در اين وقت زحمت دادم می بخشيد، و اين ماه، ماه خداست. و ماه رحمت است و ماهی است كه همه بندگانش را خدا به مهماني دعوت كرده و ماه اجابت دعا است، ما از شما تقاضا مي كنم كه در مسجدها، شب ها جمع شويد، احياء بداريد، و دعا بكنيم كه خدا شما را ياری بكند و اين ذلت گذشته سر شما تكرار نشود.

روی اين مسأله است كه شما همين طور كه در قبل، سنگر ها را كمك می كرديد، نظامی ها را كمك می كرديد، می رسيديد، الان هم از شما تقاضا می كنيم كه سنگرها را مواظبت بكنيد، كمك بكنيد، حتی الامكان آنچه در توان شما است كمك بكنيد. بچه ها را تشويق بكنيد و خائنين را، اگر كسي اينجا می آيد تبليغ سوء می كند، چيزی دارد، بلافاصله در كميته امنيت حزب وحدت خبر دهيد و دستگير بكنيد كه تاريخ سر ما و شما تكرار نشود. و با تمام توان براي رفاه شما، برای امنيت شما، براي حق شما در تلاش هستيم(تكبير حضار) چه از راه مذاكره باشد، مفاهمه باشد، خارج و داخل اقدام كرديم چه هم از راه دفاع


این سخنرانی اخرین سخنرانی عمومی رهبر شهید استاد مزاری است که در دشت بر چی کابل ودر حضور مردم ان منطقه ایراد شده است

برگشت

سایر سرمقالات

10 سنبله 1389 - نامه سرگشاده مردم هزاره از سراسر جهان به..
18 اسد 1389 - سرنوشت کدام در انتظار ماست المان یا یوگسلاویا؟
8 سرطان 1389 - پیام نمایندگان هزاره درپارلمان
5 سرطان 1389 - تریاک وترور ما می کاریم همسایگان مقصرند؟
10 جوزا 1389 - نامه سرگشاده هزاره های آسترالیا به جناب بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد
27 حمل 1389 - استاد مزاری: افغانستان فدرالی
26 حمل 1389 - خورشید پشت ابر
25 حمل 1389 - حمایتهای بی حساب وقهرمان نمایی های کرزی !
5 حمل 1389 - جنون استبداد ومطالبات مردمی
6 حمل 1389 - یادت بخیر بابه من
باکیمیاگران