نوشته ها
نوشته ها
سیاسی
اجتماعی
تاریخی
فرهنگی
ادبی
ارسال مطلب
آرشیف
آگهی و اعلانات

تبليغات شما رايگان نشر مي گردد

شهر خالی جاده خالی

 Mohaqمصاحبه تلویزیونی محمد محقق  

ادامه مطلب ...  

بامیان مشق شادی وزندگی


 

بامیان وجشنواره دوم راه ابریشم

مصاحبه با آقای دای فولادی

دیگر کسی به مثل تو بابا نمی شود

http://www.babamazari

Farida Zeerak 

Muhammad Reza Ziaii

تاریخی

در باره حیدر بیگی-(گردابي» از جنگ‌هاي افغانستان به نمايشگاه مي‌رود

[ جمعه, 11 سرطان 1389 ]
نویسنده: حسین حیدر بیگی

گردابي» كه نام رماني از حسين حيدر‌بيگي، ‌نويسنده افغاني ساكن مشهد است كه تا نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران از زير چاپ بيرون مي‌آيد. اين كتاب روايت‌گر جنگ‌هاي داخلي افعانستان با ديدگاه‌هاي اسطوره‌اي و تاريخي ابه گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، ياسين محمدي، مدير روابط عمومي نشر افراز در اين باره گفت: ‌اين كتاب كه در راستای طرح انتشار آثار داستان‌نويسان افغانستاني در ايران منتشر مي‌شود، تا چند روز آينده از چاپخانه بيرون مي‌آيد و در نمايشگاه كتاب رونمايي خواهد شد. به گفته محمدي چند اثر داستاني ادامه ...


نگاهی به رمان گرد ابی،داستان بر ضد جنگ - نوشته:از بصیر احمد حسین زاده پزوهشگر

[ جمعه, 11 سرطان 1389 ]
نویسنده: حسین حیدر بیگی


گردابی، نام رمانی است از حسین حیدر بیگی داستان نویس افغان!( هزاره) مقیم ایران که به تازگی از سوی انتشارات افراز در تهران به چاپ رسیده است.داستان این رمان دوره تاریخی از حکومت امیر عبدالرحمان خان، تا زمان جهاد افغانستان و جنگهای داخلی این کشور را دربر می گیرد."گردابی" روایت زندگی زنی، دگرگونه است؛ زنی که در طول زندگی اش، تنها زیسته است و تنها مرده است. این زن از نواده ‌های کسی است که علیه بی عدالتی ‌های حکومت عبدالرحمان جنگیده است؛ ظلمی را که حکومت بر قومش (هزاره‌ها) روا می‌ داشته، بر نتافته ادامه ...


مأ خذ سراج التواریخ- از پو هاند میر حسین شاه- بنقل از مجموعه مقالات، سمینار بین المللی کاتب

[ جمعه, 31 ثور 1389 ]
نویسنده: ملا فیض محمد کاتب

دست اندر کاران تحقیق در تاریخ چه نواموز و تازه کارباشند، چه ورزیده وبا تجربه ،به رجوع به مأ خذ نیاز حتمی دارند و باید از اقسام معلوم منابع تاریخی و انواع مختص معلو ماتی که می توا ند از ان ها بد ست اید اطلاع کافی داشته باشند. مراجع تاریخی به دو قسمت تقسیم شده است :



۱-مقدم و اصلی( originapprimary


۲- فرعی و ثا نوی( secondary) و نوعی اطلاعی را که از مراجع مز بور بدست می اید( 1) امر محقق fact استنباط و نتیجه ادامه ...


تحفة الحبیب- نوشته پوهاندعبدالحی حبیبی -- ( انتشار یافته درشماره پنجم سال ششم مجله اریا نا

[ جمعه, 31 ثور 1389 ]
نویسنده: ملا فیض محمد کاتب

وقتی که در متون تاریخی کشور خود سیر و تدقیق میکنیم، می بینیم که بسی از خفا یا و نکات باریک تاریخی و حیات اجتماعی اجداد و گذشته گان ما ،از ان بد ست می اید و او ضاع پو شیده یی که ظا هرا مستور است در لف متون تاریخی ظاهر میگردد.


     ولی بسی از اوضاع و وقایع عصر نزدیکی که مقارن به زمان زندگانی ماست ،بر همگان پو شیده است و می توان در ان باره چیزی نوشت. مثلا ما میتوانیم در طول ده قرن هجری، از بدو اسلام تا عصر بابر، در تاریخ علمی و ادبی کشور خود جستجو کنیم و کتابهارا در شرح و حال و مولفات علمای نامدار و ادامه ...


اسناد ارشیفی کاتب بازتابگر -برشهایی از شخصیت او - نوشته از حسین فرهمند

[ جمعه, 31 ثور 1389 ]
نویسنده: ملا فیض محمد کاتب

یکی از چهره های بر جسته و تایید شده فرهنگی در میهن و منطقه ما، روانشاد ملا فیض محمد کاتب است. که نو شته ها و اثار وزین و متینش، چون منبع وسر چشمه با ورین، مورد استفاده و توجه پژوهشگران و دانشیان ژرف کاتب پس از فرا گیری علوم ودانش مقد ماتی، در مدرسه ها و اموزشگاه های ملی ان روز گار ،با سفر هایی به هند و ایران اگاهی و دانشش را و سعت بخشید و سر انجام در شهر کابل اقامت گزیده، به مطالعه اثار اسا تید برزگ پرداخت .در اثر مجا هدتها و پشتکار، در حکمت و کلام به ویژه در تاریخ و ادبیات مهارت و تسلط پیدا کرد. و از علوم نجوم و جفر اگاهی به ادامه ...


باز تاب تاریخنگاری تحلیلی در کتاب --* (فیض از فیو ضات) کاتب - مقاله ای از د کتر جلال الدین صد یقی

[ جمعه, 31 ثور 1389 ]
نویسنده: ملا فیض محمد کاتب

چنانکه میدانیم تاریخ نگاری در کشور ما غالبا بر واقعه نگاری وثبت حوادث پیشین کشور،در برهه یی از زمان و در مکان مشخص استوار بو ده است.و نویسندگان کمتر به تحقیق عینی ومنطقی وقایع و حوادث کشور که منشأ جامعه شناسی علمی و تا ریخی داشته باشد و بر اصول و زین معیاری و ضوابط کلی و تعمیمی متکی باشد تو جه نمو ده اند.حتی در اثاریکه ملا فیض محمد کاتب زیر نظر زمامدا ران وقت نگاشته که به زیور طبع اراسته شده،کمتر به تحلیل وقایع توجه شده،بلکه بیشتر بر ثبت وقایع در بعضی موارد به شکل وقایع نگاری انها اکتفا شده است.اما ادامه ...


او جان داد تا من جان بگیرم

[ چهارشنبه, 29 ثور 1389 ]
نویسنده: هشت صبح 28 ثور 1389

حمیده دانش، مدیر یکی از مکاتب خصوصي مهاجرین افغان در مشهد ایران، به خاطر نجات جان شاگردش جان خود را فدا کرد.زمانی که یک تن از شاگردان مکتب خصوصي "مهاجرین حضرت ابوالفضل" در مشهد ایران، در تفریح گاه "بند آب کارده" مشهد به آب افتاده بود، حمیده دانش برای نجات لایقه (دانش آموز) شتافت، اما با نجات جان این دانش آموز، جان خود را فدا کرد.علی ظفر طاهری، مدیر لیسه خصوصي «تربیت نور» در مشهد در تماس تيلفونی به روزنامه 8 صبح گفت که حمیده دانش به مناسبت روز معلم در هجدهم ثور سال جاری دانش آموزانش را برای تفریح به بیرون از مکتب برده ادامه ...


باز ستاده است، قامت این قوم مرک نشناس!

[ شنبه, 25 ثور 1389 ]
نویسنده: شرین

وباز ستاده است،قامت این قوم مرک نشناس!  


گرچه ااراده  شاهان و سایه های خدا بر ان بود


هیزوم شویم جهنم  شعلله ور وطماع شان را


برده شویم  که قیمت ما، حنای دست عروسان حرم سرا وشراب شهان بی حرم شود.


اراده بر ان بود وامر به دشت ومزرعه ها


تا بسوزند و دود شوند وخاگستر، تابرانگیزد قهقه مستان حرمسرا شاه


به دشت ومزرعه،خاک وسر زمین ما امر براین بود که: نزاید، اب،لاله وگیاه


ادامه ...


گفتوگو با هنرمند محبوب،فرید مرادی

[ جمعه, 24 ثور 1389 ]
نویسنده: محمد سعیدی



مقدمه:

علی مدد مرادی با نام هنری فرید مرادی یکی از هنرمندان(خواننده،دنبوره نوازوشاعر فلوکور)هزارستانی میباشد.وی در سال 1360 ه.ش در ولایت غزنی-ولسوالی جاغوری، در  یک خانواده هنرمند بدنیا آمد.پدر و برادر کلان مرادی نیز مثل خودش با نواختن دمبوره به سبک هزارستانی آشنای خوب داشته است.از این رو وی نیز راه پدر را دنبال کرده ودر شرایط بسیار سخت که در منطقه حاکم بود،این هنر را آموخته است تا سهمی در زنده نگهداشتن فرهنگ و هنر هزارستان داشته ادامه ...


قادر غولك (داستان كوتاه)

[ پنجشنبه, 23 ثور 1389 ]
نویسنده: طاهر خدري

قادر نوجوانی بود با چهره ای گندمی،مو هایی درشت و سیاه و چشمان مثلثی و براق.نگاهش تند و نافذ بود و تا اعماق قلب انسان نفوذ میکرد، مخصوصاً در اوقاتی که او قدری عصبی می بود.قادر بسیار زود عصبی میشد و با هر کس و ناکس و روی هر موضوعی دعوا میکرد. روزی نبود که یخنش پاره نباشد و دور چشمانش کبود. هر چند روز پس، سر و دندان کسی را میشکست و به حوزه برده میشد. موظفین پولیس، از دستش به عذاب بودند. هر چند روز ادامه ...


باکیمیاگران